سفارش تبلیغ
صبا ویژن
کمترین حقى که از خداى سبحان بر گردن شماست این که از نعمتهاى او در راه نافرمانى‏اش یارى نباید خواست . [نهج البلاغه]
 
سه شنبه 86 خرداد 1 , ساعت 3:34 عصر

 

جمعى از اهل تاریخ و بسیارى از مفسرین در خلال حوادث سال چهارم هجرت، داستان تحریم شراب و حرمت‏خمر را نوشته‏اند و معتقدند که شراب در این سال حرام شد و پیش از آن حرمتى نداشته و آیاتى هم که درباره آن نازل شده بود حمل بر کراهت کرده‏اند. اما با توجه به تمامى آیات و احادیثى که درباره شراب و گناه آن در قرآن کریم و روایات وارد شده این مطلب بخوبى استفاده مى‏شود که خداى تعالى در ضمن همان آیاتى که در مکه بر پیغمبر نازل شد و پیش از هجرت، شراب را بر مسلمانان حرام کرده و اساسا حرمت‏شراب مانند حرمت زنا و عادات زشت دیگرى که در مردم آن زمان مرسوم بوده از همان آغاز دعوت رسول خدا میان مردم مکه و قریش معروف بوده و آن را جزء قوانین و دستورهاى دین اسلام و آیین تازه‏اى که محمد(ص) آورده بود مى‏دانستند تا آنجا که ابن هشام در سیره خود مى‏نویسد:

تنها چیزى که مانع اسلام اعشى شاعر معروف عرب گردید همین موضوع حرمت‏شراب بود و شرح آن را چنین نگاشته است که گوید:

پس از بعثت رسول خدا(ص)هنگامى که آن حضرت در مکه بود اعشى به قصد تشرف به دین اسلام و ایمان به پیغمبر از میان قبیله خود حرکت کرده به سوى مکه آمد و قصیده‏اى طولانى نیز در مدح آن حضرت سروده بود و چون به پشت دروازه مکه رسید به یکى از قرشیان برخورد کرد و آن مرد قرشى از او پرسید: به کجا مى‏روى؟

گفت: به مکه مى‏روم تا به محمد ایمان بیاورم.

مرد قرشى(که دید اگر اعشى مسلمان شود با معروفیتى که دارد اشعار و زبان او کمک شایانى به پیشرفت اسلام خواهد کرد براى آنکه او را از این کار منصرف سازد)بدو گفت:

- محمد زنا را حرام کرده!

اعشى گفت: به خدا سوگند مرا به آن عمل نیازى نیست.

مرد قرشى گفت: او شراب را نیز حرام کرده؟!اعشى فکرى کرد و گفت: اما این یکى چیزى است که به خدا سوگند من هنوز به طور کامل بهره خود را از آن نگرفته‏ام و با این ترتیب پس امسال را من باز مى‏گردم و تا سال دیگر بهره خود را از شراب مى‏گیرم و چون سال دیگر شد به نزد محمد مى‏آیم و مسلمان مى‏شوم.

این سخن را گفت و به خانه خود بازگشت و تصادفا همان سال مرگش فرا رسید و توفیق آن را نیافت که سال دیگر به نزد آن حضرت بیاید و مسلمان شود و علاقه به شراب مانع اسلام او گردید.

و با توجه به این داستان معلوم مى‏شود موضوع حرمت‏شراب در اسلام پیش از هجرت نیز زبانزد مردم بود تا جایى که دشمنان اسلام نیز آن را مى‏دانسته‏اند، منتهى اگر بعضى از مسلمانان در اثر علاقه زیاد و یا عادت شدیدى که نسبت‏به شراب داشته‏اند، آن را مى‏نوشیدند و براى سر و صورت دادن به این عمل خود اجتهادى هم درباره لفظ‏«اثم‏»کرده و آن را حمل بر کراهت کرده‏اند تا اینکه دستور اکید و صریحى در حرمت و نهى از شرب آن آمد مانند آیه 90 سوره مائده، این عمل مسلمانان و اجتهاد آنان را نمى‏توان به حساب قرآن و اسلام گذارد، چنانکه در موضوع روزه نیز در آغاز، مجامعت‏با زنان در شب حرام بود ولى گروهى از جوانان و افراد دیگرى که غریزه جنسى در آنها قوى بود نتوانستند خوددارى کنند و به تعبیر قرآن کریم به خود خیانت کردند تا آنکه آن حکم منسوخ گردید.

و شاهد بر اینکه شراب از آغاز بعثت رسول خدا(ص)حرام بوده و هیچ گاه در اسلام عنوان مباح و حلال نداشته است، روایات زیادى است که در کتاب شریف کافى و تهذیب و کتابهاى دیگر حدیثى از ائمه بزرگوار دین(ع)رسیده که از آن جمله حدیثى است که کلینى(ره)و شیخ طوسى از امام باقر(ع)روایت کرده‏اند که آن حضرت فرمود:

«خداى تعالى هیچ پیغمبرى را به نبوت مبعوث نفرمود جز آنکه در علم خدا چنین بود که چون دین او را کامل نمود حرمت‏خمر و شراب در آن دین بود و شراب همیشه حرام بوده است. . . »و در حدیث دیگرى که کلینى(ره)از على بن یقطین روایت کرده این گونه است که مهدى عباسى از حضرت موسى بن جعفر(ع)حکم شراب را پرسید: که آیا شراب در کتاب خدا حرام شده است؟با اینکه مردم از آیات شراب نهى مى‏فهمند نه حرمت؟ امام(ع)با قاطعیت فرمود: آرى در کتاب خدا حرام شده. پرسید: در کجاى کتاب خدا حرام شده؟حضرت فرمود: در آنجا که خدا فرمود:

«قل انما حرم ربى الفواحش ما ظهر منها و ما بطن و الاثم و البغى بغیر الحق. . . » (1) و به دنبال آن امام(ع)فرمود: منظور از«اثم‏»در این آیه که خدا آن را صریحا حرام فرموده شراب است‏به دلیل آنکه در جاى دیگر فرمود: «یسئلونک عن الخمر و المیسر قل فیهما اثم کبیر و منافع للناس و اثمهما اکبر من نفعهما» (2) تا به آخر حدیث.

و با توجه به اینکه آیه اول در سوره اعراف آمده و آن سوره در مکه نازل شده بخوبى تفسیر آیه دوم را که در سوره بقره و در مدینه نازل شده است مى‏کند، و به هر صورت از مجموع آیات و روایات بخوبى فهمیده مى‏شود که حرمت‏شراب از احکام معروف اسلام بوده و در همان آغاز بعثت، رسول خدا(ص)به دستور خداى تعالى آن را حرام کرده، منتهى برخى از مسلمانان که نمى‏توانستند از آن دست‏بردارند بر خلاف دستور اسلام و با اجتهادى که پیش خود در معناى کلام خدا مى‏کردند آن را مى‏نوشیدند تا وقتى که با شدت و تهدید بیشترى آیه سوره مائده آمد و دیگر نتوانستند به کار خلاف خود ادامه بدهند و به قول معروف در مقابل نص اجتهاد کنند.

منبع:

http://www.hawzah.net/Per/E/do.asp?a=ECCCCDK1.htm



لیست کل یادداشت های این وبلاگ