سفارش تبلیغ
اخبار جدید
اخبار جدید
خدا ایمان را واجب کرد براى پاکى از شرک ورزیدن ، و نماز را براى پرهیز از خود بزرگ دیدن ، و زکات را تا موجب رسیدن روزى شود ، و روزه را تا اخلاص آفریدگان آزموده گردد ، و حج را براى نزدیک شدن دینداران ، و جهاد را براى ارجمندى اسلام و مسلمانان ، و امر به معروف را براى اصلاح کار همگان ، و نهى از منکر را براى بازداشتن بیخردان ، و پیوند با خویشاوندان را به خاطر رشد و فراوان شدن شمار آنان ، و قصاص را تا خون ریخته نشود ، و برپا داشتن حد را تا آنچه حرام است بزرگ نماید ، و ترک میخوارگى را تا خرد برجاى ماند ، و دورى از دزدى را تا پاکدامنى از دست نشود ، و زنا را وانهادن تا نسب نیالاید ، و غلامبارگى را ترک کردن تا نژاد فراوان گردد ، و گواهى دادنها را بر حقوق واجب فرمود تا حقوق انکار شده استیفا شود ، و دروغ نگفتن را ، تا راستگویى حرمت یابد ، و سلام کردن را تا از ترس ایمنى آرد ، و امامت را تا نظام امت پایدار باشد ، و فرمانبردارى را تا امام در دیده‏ها بزرگ نماید . [نهج البلاغه]
 
پنج شنبه 86 اردیبهشت 27 , ساعت 12:34 عصر

 

چنانکه گفته شد جنگ بدر بیشتر قریش را داغدار و مصیبت زده کرده بود، و از آن جمله ابو سفیان بود که یک پسر از دست داده بود و یک پسر او نیز به اسارت رفته بود و چند تن دیگر نیز از نزدیکان و فامیلش به قتل رسیده و یا اسیر شده بودند و با توجه به اینکه خود را از رؤساى قریش مى‏دانست تحمل شکست از مسلمانان نیز براى او بسیار دشوار بود، از این رو پس از جنگ بدر قسم خورد تا انتقام خود را از پیغمبر اسلام نگیرد با زنان همبستر نشود و بدنش را شستشو ندهد.

و به همین منظور در ماه ذى حجه - یعنى دو ماه پس از جنگ بدر - به قصد انتقام از پیغمبر اسلام با دویست تن از جنگجویان قریش به سوى مدینه حرکت کرد و تا جایى به نام‏«ثیب‏»نزدیکیهاى شهر مدینه پیش آمد و در آنجا همراهان خود را گذارده و چون شب شد خودش بتنهایى به سوى قلعه‏هاى یهود بنى النضیر رفت و بر در خانه حیى بن اخطب یکى از سران یهود آمد ولى حیى بن اخطب وقتى دانست ابو سفیان دشمن سرسخت مسلمانان و پیغمبر اسلام است ترسید در را به روى او باز کند، ابو سفیان ناچار شد در خانه سلام بن مشکم - یکى دیگر از سران یهود مزبور - برود و او در را به رویش باز کرده و از وى پذیرایى به عمل آورد و اطلاعاتى نیز از وضع مسلمانان در اختیار او گذارد.

ابو سفیان پس از این ملاقات همان نیمه شب از نزد سلام بن مشکم خارج شده پیش همراهان آمده و عده‏اى از آنها را مامور کرد تا به نخلستانهاى اطراف مدینه یورش برند، آنها نیز خود را به نخلستان‏«عریض‏»رسانده قسمتى از آن را آتش زده و دو تن از انصار را نیز در آنجا دیدار کرده آن دو را نیز کشتند و به پایگاه خود بازگشتند. ابو سفیان بیش از آن درنگ را جایز ندانسته همان ساعت دستور حرکت‏به سوى مکه را صادر کرد و با عجله به جانب مکه بازگشتند.

روز بعد که رسول خدا(ص)از جریان مطلع شد ابو لبابه را در مدینه به جاى خود منصوب داشته و با جمعى به منظور تعقیب ابو سفیان از شهر خارج شد و تا جایى به نام‏«قرقرة الکدر» - چهارده منزلى مدینه - پیش رفت و چون به ابو سفیان دسترسى نیافت از آنجا به شهر مدینه بازگشت.

ابو سفیان و همراهانش از ترس مسلمانان بسرعت راه مى‏پیمودند و براى اینکه سبکبار شوند و بهتر بتوانند راه بپیمایند، توشه و آذوقه راه خود را که عبارت از«سویق‏»یعنى آرد - بود و در کیسه‏هایى همراه خود آورده بودند روى زمین مى‏ریختند و مى‏رفتند که تعداد زیادى از آنها نصیب مسلمانان گردید و به همین‏مناسبت آن غزوه را«سویق‏»نام نهادند.

منبع:

http://www.hawzah.net/Per/E/do.asp?a=ECCCCBJ.htm



لیست کل یادداشت های این وبلاگ