سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
محبتت به چیزی، کور و کر می کند . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]
 
چهارشنبه 85 دی 27 , ساعت 6:27 عصر

نظریه ساختگی بودن نذر عبد المطلب

در تمامی تواریخ اسلامی و کتب مربوطه سنی و شیعی نوشته‏اند که عبدالمطلب نذر کرده بود که اگر خداوند ده پسر به او داد، یکی از آنها را در راه خدا قربانی کند و چون دارای ده پسر شد و قرعه زد، به نام عبدالله آمد، سپس او را با صد شتر به قرعه گذاشت و قرعه به نام شتران آمد، و شتران را به جای عبدالله قربانی کرد!

در بعضی از تواریخ و روایات اهل تسنن نوشته‏اند که این رای زنی جادوگر بود که گفت: او را با قربانی کردن شتران معاوظه کنید. در صورتی که این موضوع افسانه است و اصلی ندارد. و از عقل و درایت و دیانت عبدالمطلب کاملا به دور است.

ثقة الاسلام کلینی در «کافی‏» روایاتینقل کرده کهدلالت‏بر عظمت و جلالت و کمال ایمان و عقل و بینش روشن او دارد. از جمله امام صادق (علیه السلام) می‏فرماید: «عبدالمطلب روز قیامت تنها و به سیمای پیغمبران وارد صحرای محشر می‏شود» که می‏رساند نظر به شخصیت نافذ وعقیده و ایمان خاصی که در عصر جاهلیت داشته به طور شاخص محشور می‏گردد.

دلیل بر مجعول بودن این داستان اموری است که ذیلا به آن اشاره می‏کنیم:

1- داستان برخورد عبدالمطلب با ابرهه فرمانده حبشی بهترین گواه بر کمال عقل و درایت عبدالمطلب است که می‏رساند چنین کار و نذر مضحکی از وی بعید بوده است.

2- یعقوبی مورخ مشهور می‏نویسد: عبدالمطلب در زمان جاهلیت‏سنت‏هائی داشت که در اسلام نیز تثبیت‏شد; مانند حرام دانستن شراب، و زنا و حد زدن زناکار، و بریدن دست دزد و تبعید زنان بدنام از مکه، و جلوگیری از زنده به گور کردن دختران و ازدواج با محارم، و سرزده وارد خانه شدن، و عریان طواف کردن، و حکم به وجوب وفای بنذر، و احترام چهار ماه محترم(رجب، ذی‏القعده، ذی‏الحجه و محرم) و مباهله کردن (یعنی برای اثبات حقانیت نفرین کردن و حق یکدیگر) (1) بنابر این شخصی این چنین، هرگز نذری آن چنان نمی‏کند.

3- پیغمبر در حدیث معتبر افتخار می‏کرد که فرزند عبدالمطلب است و می‏فرمود: «من پیغمبرم دروغ نیست، من فرزند عبدالمطلب هستم‏» (2)

4- چطور ممکن است مردی با این بزرگواری نذر به چیزی کند که در اکثر شرایع آسمانی نهی شده بود و در نزد عقل بسیار زشت و از بزرگترین جنایات به شمار می‏رفته است؟

5- نذر کردن و کشتن فرزندان به عنوان نذر برای معبود از سنن بت‏پرستان و ستاره‏پرستان (صابئین) بوده، و خداوند در قرآن مجید آن را ازجمله اعمال شنیع آنها شمرده و فرموده است: بدین گونه بسیاری از مشرکین خوش داشتند که اولاد خود را بکشند. (3)

این غیر از زنده بگور کردن دختران بوده که قبیله بنی تمیم معمول می‏داشتند. زیرا که «اولاد»درآیه شریفه اعم از پسر و دختر است، و نیز غیر از کشتن اولاد به واسطه فقر و بیم از گرسنگی است، بلکه این قتلها اولاد که مشرکین معمول می‏داشتند برای تقرب به خدا بوده است.

6- اگر بگویند شاید عبدالمطلب مانند ابارهیم مامور بوده فرزندش را در راه خدا فدار کند، می‏گوئیم این درست نیست، چون در انی روایات صریحا می‏گوید عبدالمطلب نذر کرده بود، مضافا به این که اگر مامور بود می‏باید آن را عملی سازد و دیگر قرعه انداختن معنا نداشت، و اصولا چرا نگفت: من مامور به این کارم؟

7- در سلسله راریان این داستان ساختگی و امثال آن مانند «انا ابن الذبیحین‏» افرادی ضعیف و مجهول و مهمل که بعضی هم شیعه امامیه نبوده‏اند، قرار دارند، و به همین جهت روایات آن ضعیف و مغشوش و بیشتر از طریق عامه روایت‏شده و از آنها به شیعه سرایت کرده است.

8- علامه مجلسی می‏گوید: شیعه اعتقاد دارد که پدران پیغمبر تا آدم، خداپرست‏بودند،و ازفخررازی نقل می‏کند که گفته است: «شیعه عقیده دارد که هیچ یک از پدران پیغمبر کافر نبوده‏اند» (4)

بنابر آنچه ذکر شد ماجرای نذر عبدالمطلب از اختراعات قصه گویان عامه بوده که خواسته‏اند علی رغم شیعه امامیه، عبدالمطلب را مانند دیگر مشرکان قلمداد کنند، و کسانی امثال زمخشری و فخر رازی و نیشابوری ازقدمایعلمای عامه و بعضی از متاخرین آنها همچون مراغی و سید قطب و بسیاری دیگر از مفسران آنها این داستان ساختگی را در تفسیر آیه; «کذلک لکثیر من المشرکین قبل اولادهم شرکائهم‏» نقل کرده و مصداق آن را عبدالملطلب دانسته‏اند!! تا از این راه اعتقاد خود را در مشرک دانستن پدران پیغمبر (صلی الله علیه و آله) تثبیت کنند و عقیده پاک شیعه امامیه را در این خصوص تخطئه نمایند.

شاید هم رد زمان بنی امیه برای بکه دار ساختن عبدالمطلب جد امیرالمومنین علی (علیه السلام) این افسانه را ایج‏ساخته‏اند، همان طور که فرزندش ابوطالب را مسلمان ندانسته و سعی کرده‏اند او را مشرک قلمداد کنند تا از آن راه به شخصیت امیر المومنین علی (علیه السلام) لطمه وارد سازند، به شرحی که در بخش «وفات ابوطالب‏» خواهیم گفت.

ماجرای داستان ساختگی نذر عبدالمطلب مانند برخی دیگر از مباحث این کتاب، بحمدالله برای نخستین بار توسط نویسنده وارد بحث «تاریخ اسلام‏» شده است، تا در آینده رهگشای کسانی باشد که می‏خواهند در اسلام کار کنند و بدون تقلید از پیشینیان و حسن ظن به آنان، تحقیق و بررسی نمایند، و مانند بعضی‏ها بدون تحقیق کافی آنرا تکرار نکنند، و بعد ناگزیر به «توجیه مالا یرضی صاحبه‏» نشوند، و آنرا نشانه عظمت روح عبدالمطلب ندانند!

نذر و قربانی اولاد مطابق صریح قرآن از عادات ناپسند بسیاری از مشرکین بوده است، و این عمل شنیع، با هیچ توجیه و ملاکی زیبنده مقام با عظمت عبدالمطلب نبوده و نیست.

داستان نذر عبدالمطلب در منابع و ماخذ عامه توام با خرافات زیاد و حکمیت زنی جادوگر و کاهن از قبیله «بنی سعد» که عبدالمطلب با هشتصد نفر مرد برای کسب تکلیف نزد وی رفته بود، آمد، و بعضی از آن هم به کتب شیعه رخنه کرده است، ولی ما همه را دیده‏ایم، و به طور قطع می‏گوئیم به افسانه بیشتر شبیه است تا به واقعیت.

علامه مجلسی در «بحار الانوار» به تفصیل روایات آنرا نقل کرده که افسانه بودن همه آنها در یک نتیجه‏گیری، به خوبی آشکار است. ما از مجموع مطالعات خود به خصوص «تاریخ اسلام‏» به روشنی دریافته‏ایم که یا افسانه سرایان صدر اسلام ویا مغرضان بنی امیه و مخالفان حکومت الهی علی (علیه السلام)، این افسانه را ساخته‏اند، تا مانند موارد دیگر مقام آنها را نزد مسلمین پایین آورند، و زمینه را برای حک.مت افراد معمولی هموار سازند، برای بنی هاشم باقی نماند. (5)

پی‏نوشتها:

1- (تاریخ یعقوبی ج 2 ص 6)

2- (انا النبی لا کذب، انا ابن عبدالمطلب)

3- (کذلک زین لکثیر من المشرکین قبل اولادهم شرکائهم - سوره نعام آیه 137چ)

4- (نگاه کنید به پاورقی فاضل محترم آقای علی اکبر غفاری بر، ج 3 کتاب «من لا یحضره الفقیه‏» شیخ صدوق چاپ مکتبه صدوق ص 89)

5- (نویسنده این سطور چند سال پیش، روزی ضمن گفتگو با دوست فاضل آقای علی اکبر غفاری، اظهار داشتم من در مطالعات خود در تاریخ اسلام و رجال و تراجم و حدیث و تفسیر و غیره به بسیاری از اشتباهات قدما پی برده‏ام که در مجلدات «مفاخر اسلام‏» و «تاریخ اسلام‏» و سایر آثارم برخی از آنها را یادآور شده‏ام.

ایشان هم گفتند من نیز در بسیاری از موارد که کتب حدیث از قبیل کافی، معانی الاخبار، من لا یحضر و غیره را تحقیق و بررسی می‏نمودم، به مطالبی برخورد کرده‏ام که هیچکس متعرض آن نشده است. از جمله موضوع نذر کذائی عبدالمطلب است که در پاورق حدیثی که شیخ صدوق در «باب قرعه‏» کتاب «من لا یحضره الفقیه‏» نقل کرده، ساختگی بودن آنرا شرح داده‏ام.

چند سال بعد که خواستم «تاریخ اسلام‏» را منتشر سازم، با مرجعه به توضیحات ایشان که در گوشه‏ای از پاورقی من لایحضر بود، و کسی توجه نداشت، و در جائی دیگر بازگو نکرده بودند، برای ادای حق ایشان (برخلاف عادت ناپسند بعضی از افراد بی‏مروت) طی 8 مطلب که مسطور گشت ترجمه نمودم، و براینخستین بار به عنوان داستان ساختگی نذر عبدالمطلب وارد بحث «تارخ اسلام‏» کردم، و توضیح هود را بر آن افزودم.

پس از انتشار این کتاب، در گوشه و کنار، بعضی آنرا بدون ذکر ماخذ گرفته و با شاخ و برگ طی سخنزانیها و نوشته‏ها بعنوان اظهارنظر شخصی مطرح ساختند که آری عبدالمطلب چنین نذری نکرده، ولی بدون تحقیق پیرامون آن، و بعضی دیگر آنراتخطئه کرده و نتیجه گرفته‏اند که خیر عبدالمطلب چنین نذری کرده و قبلا موحد نبوده بدلیل اینکه نام پسرش عبدالعزی بوده و بعدها با ایمان و خدا پرست‏شده است، و به دلیل چند روایت و اشعار که در کتابها آمده است.

در صورتی که عبدالعزی به نقل حدیثی نام ابولهب بوده و معلوم نیست توسط قبدالمطلب نامگذاری گردیده و چه بسا که ازخود ابولهب ناشی شده باشد، بعلاوه این قبیل اسامی در زمان جاهلیت‏سابقه داشته و به منظور مماشات با قوم بوده، مانند اسامی خلفا که بعضی ار ائمه روز اولاد خود می‏نهادند!

همانطور که در متن آمده به انظمام شواهد دیگر، به عقیده جامعه شیعه امامیه، عبدالمطلب از اول خداپرست و موحد ناب بوده است.

در «زیارت وارث‏» خطاب به حضرت امام حسین سیدالشهداء علیه السلام می‏خوانیم که: «اشهد انک کنت نورا فی الاصلاب الشامخه و الارحام المطهره لم تنجسک الجاهلیة بانجاسها» که می‏رساند در اعتقاد شیعه پدران و مادران پیغمبر و علی علیهما السلام هیچگونه آلودگی به شرک و اوهام و خرافات و پلیدیهای زمان جاهلیت را نداشته‏اند، و نور حقیقت آنها در صلبهای شامخ پدران و رحمهای پاک ماردان موحد و خداپرست قرار داشته است.

و از پیغمبر صلی الله علیه و آله هم روایت‏شده است که فرمود: «فلم ازل خیارا بعد خیار» یعنی: من درتمام نسلها موحد و پاکسرشت‏بوده‏ام.

جا دارد که فضلای محقق راجع به احادیث نذر عبدالمطلب از نظر متن و سند در متون سنی و شیعه تحقیق و بررسی نموده و آنرا به صورت کتابی در آورند.

آنچه نویسنده تحقیق نموده داستان همانطور که آقای غفاری اشاره کرده است، بی‏اصل و ساختگی و دون شان شخصیتی همچون عبدالمطلب سید بطحاء است.)



لیست کل یادداشت های این وبلاگ