سفارش تبلیغ
صبا ویژن
بردبارى همچون قبیله است و نزدیکان که فراهم کند مردم را براى یارى انسان . [نهج البلاغه]
 
شنبه 85 دی 30 , ساعت 6:25 عصر

پنج‏سال در صحرا

کودک عبد المطلب مدت پنج‏سال در میان قبیله‏«بنى سعد»بسر برد،و رشد و نمو کافى نمود. در ضمن این مدت،دو یا سه بار،حلیمه او را پیش مادرش برد،و آخرین بار او را به مادرش تحویل داد.

نخستین دفعه،هنگامى بود که دوران شیرخوارگى او پایان یافت و براى همین جهت او را به مکه برد و با اصرار دو مرتبه باز گرفت.علت اصرار«حلیمه‏»،براى باز گرفتن این بود که وجود این طفل باعث‏خیر و برکت او گردیده بود و شیوع بیمارى‏«وبا»در مکه سبب شد که مادر وى نیز خواهش او را بپذیرد.

دفعه دوم،موقعى بود که دسته‏اى از روحانیون حبشه به حجاز آمده بودند،محمد«ص‏»را، در قبیله‏«بنى سعد»مشاهده کردند.دیدند علائمى را که در کتابهاى آسمانى،براى پیامبرى که پس از عیسى خواهد آمد،کاملا در این طفل موجود است.از این نظر تصمیم گرفتند او را به هر نحوى که ممکن است‏بربایند و با خود به حبشه ببرند و این افتخار نصیب آنان گردد. (1)

این مطلب هیچ استبعادى ندارد.زیرا به تصریح قرآن علائم پیامبر در انجیل بیان شده بود.هیچ مانعى ندارد که دانشمندان وقت،از روى آن علائم دارنده آن را تشخیص داده باشند.قرآن کریم در این باره مى‏فرماید:

«و یادآور هنگامى که عیساى مریم به بنى اسرائیل گفت:من همانا رسول خدا به سوى شما هستم،و بر حقانیت کتاب تورات که مقابل من است،تصدیق مى‏کنم و نیز شما را مژده مى‏دهم که بعد از من،رسول بزرگوارى که نامش(در انجیل من)احمد است،بیاید.چون آن رسول با آیات و معجزات به سوى خلق آمد،گفتند:این(معجزات و قرآن وى)سحرى آشکار است‏». (2) در این مورد آیات دیگرى نیز هست که آشکارا مى‏رساند که علائم و نشانه‏هاى پیامبر اسلام‏«ص‏»در کتب آسمانى گذشته،صریحا بیان شده بود و امتهاى پیشین از آن با خبر بودند. (3)



لیست کل یادداشت های این وبلاگ